الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

180

الغدير ( فارسى )

عمر بن عبد العزيز است . گفتم : آيا او به پيغمبر نزديك است ؟ گفت : او در روزگار ستم ، حق را به كار بسته است و آن دو نفر ديگر هم در روزگار حق ، بر حق عمل كرده‌اند . اين روايت را ابن عساكر ، ابن خلكان ، يافعى ، ابن حجر و ابو الفلاح حنبلى نقل كرده‌اند . « 1 » من هرگز فكر نمىكردم كه در ميان امت اسلامى ، كسى فرشتهء مأمور قبض ارواح را متهم بكند كه نمىدانسته تاريخ دقيق وفات كى بوده است ، در حالى كه از جانب خداى تواناى دانا مأموريت يافته و خداى سبحان فرموده است : بگو فرشتهء مرگ كه موكّل بر شماست ، شما را مىميراند . « 2 » آيا مىتوان ملك الموت را به خودرأيى متهم كرد كه پيش از ارادهء خداوند سبحان روح كسى را قبض كند ؟ و حال آنكه در كتاب آسمانى ما قرآن آمده است : خداوند جانها را به هنگام مرگ مىگيرد « 3 » ، و اوست كه زنده مىكند و مىميراند « 4 » ، و هيچ موجودى نمىتواند جز با اراده و اجازهء پروردگار بميرد و اين سرنوشتى است كه هنگام آن كاملا تعيين شده است . « 5 » خدايى جز خداى يگانه نيست ، اوست كه زنده مىكند و مىميراند و او پروردگار شما و پدران پيشين شماست . « 6 » اوست كه شما را از گل آفريد ، سپس عمرى مقرر كرد : مدتى در نزد او معين . « 7 » هرامتى را اجلى هست و آنگاه كه اجلشان فرارسد ، نه ساعتى زودتر مىشود و نه ديرتر . « 8 » خداوند بر روى زمين هيچ جنبنده‌اى را رها نمىكند ، ولى عذابشان را تا مدتى معين به تأخير مىافكند . « 9 » خداوند اگر مردمان را بدانچه كردند بگيرد ، بر روى زمين هيچ جنبنده‌اى باقى نگذارد ، ليكن آنها را تا زمانى معين مهلت مىدهد « 10 » ، پس جانهايى را كه حكم مرگ بر آنها رانده شده ، نگاه مىدارد و ديگران را تا زمانى كه معين است ، بازمىفرستد . « 11 » آن مدتى كه خداوند مقرر

--> ( 1 ) . وفيات الاعيان : 2 / 461 ؛ مرآة الجنان : 1 / 351 ؛ تهذيب التهذيب : 11 / 389 ؛ شذرات الذهب : 1 / 259 . ( 2 ) . سجدة 32 / 11 . ( 3 ) . زمر 39 / 42 . ( 4 ) . مؤمنون 23 / 80 . ( 5 ) . آل عمران 3 / 145 . ( 6 ) . دخان 44 / 8 . ( 7 ) . انعام 6 / 2 . ( 8 ) . اعراف 7 / 34 . ( 9 ) . نحل 16 / 61 . ( 10 ) . فاطر 35 / 45 . ( 11 ) . زمر 39 / 42 .